تبليغاتX
با تو نفس کشیدن پایان انتظاره ...
 

 

 
 

 Image hosting by TinyPic

 

  خانه
پست الکترونیکی
آرشیو

 

 

خدایا گردرد عشق رامی کشیدی تو هم زهره جدایی را به تلخی می چشیدی اگر چون من با مرگ آرزو ها می رسیدی پشیمان می شدی از این که عشق را آفریدی

 

 

 

http://odd.blogfa.com

* ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه (25 بهمن) جشن گرفته ميشود.

* سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:

1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.


2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.
كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان  مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است. كوپيد برخي اوقات آمور
(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.


3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگان نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.

 4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.

5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد.

6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار است.

7- علامت"X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.

8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.

اینم تقدیم به H

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسطمحمدعلی |

http://odd.blogfa.com

 

    چــکنم که پــای بندم به کـمند تـارمویی

 

    شده ام اسیـــر محسـور رخ فــرشتــه خـویی

 

    همه تــار و پــود جانـــم شده شـور و عشـق و مـســتـی

 

  سـر کـوی او نـشـسـتـم بـرهـش بـه جــسـتـجـویـی

 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسطمحمدعلی |

http://odd.blogfa.com

 

ساده است ستایش گلی 

 

   چیدنش،

 

   و از یاد بردن که آبش باید داد

 

 

Image hosting by TinyPic

 

 

 

بودیم و کسی پاس نمی داشت

 

    هستیم

 

 باشد که نباشیم و بدانند که بودیم...!

 

 

 

Image hosting by TinyPic

 

 

 

تا که بودیم نبود کسی        کشت ما را غم بی همنفسی

 

 

تا که رفتیم همه یار شدند         خفته ایم و همه بیدار شدند

 

 

قدر آیینه بدانیم چو هست        نه در آن وقت که اقبال شکست

 

 

 

Image hosting by TinyPic 

 

 

سر هر سینه سری تکیه کند وقت وداع

 

 

سر ما وقت وداع بر سر دیوار دل است

 

 

 

Image hosting by TinyPic

 

به همه ثابت می کنم عاشق ترینم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسطمحمدعلی |

http://odd.blogfa.com

Image hosting by TinyPic

 

   ای کسانی که مامور دفن من هستید:

 

هرگاه من مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارید

 

تا همگان بدانند که جز سیاهی در دنیا چیزی ندیدهام

 

  چشمانم...!

 

چشمانم را باز بگذارید تا باند هنوز چشم انتظارم

 

  دهانم...!

 

دهانم را باز بگذارید تا باور کند هنوز نا گفته ها دارم

 

  دستانم...!

 

دستانم را باز بگذارید تا ببیند چیزی با خود نخواهم برد

 

  در تابوت...!

 

در تابوت را باز بگذارید تا شاید بیاید آنگاه

 

  و قالبی یخ

 

بر سر مزارم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید آب گشته و بر خاکم بگرید

 

دیگران نگریند

 

هیچکس نماند همه بروید

 

تنها بوده ام

 

  می خواهم تنها بمانم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسطمحمدعلی |

http://odd.blogfa.com

 

Image hosting by TinyPic

 

اگــه بـــا یـک قـلـب تــب دار     بـــشم از عــشق تـو بیمــار

 

 

یــــــا وجود عــاشقـــم را      ببـــرم تـــا چوبـــــۀ دار

 

 

اگــــــه زندگـیـــــم فنـــا شــه      طعمـــه خـــشم خــدا شــه

 

 

یــا کــه در حســرت عــشقت     روحـــم از بــدن جــدا شــه

 

 

نـــه فقـــط عـاشـقت هستـم      ســر سپــردۀ تــو هسـتـم

 

 

ایــن تــویـی کـه می پــرستم     تــو بتـی مــن بــت پــرستــم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسطمحمدعلی |

http://odd.blogfa.com

ســـلام دوستـــان عــزیز

خیـلی ممنونم که همیشه قدم رنجه کردید و به کلبه تنهایم سر زدید

بچه ها من این مدت که وبلاگم را انداختم با کسان زیادی آشنا شدم که اگه خواسته باشم نام ببرم خیلی ها از قلم می افتن ، جدا از وبلاگ تو چت با افراد مختلف آشنا شدم که خوب تو این همه داداش و آبجی های زیادی پیدا کردم که خوب بهترین آبجی هام مریم و فرح و بهترین داداشم هم مهدی هستن .. بگذریم که یک یار هم پیدا کرده بودم اون سارا که خوب به بعضی دلایل .....

خوب بچه ها این امیدوارم آخرین پستم نباشه ، ولی برای یه مدت وبلاگ تعطیل می شه هر چند چتم تعطیل ولی اگه کشی کار داشت می تونه به mr_mani65  یا آف بده یا میل بزنه

 

 

Image hosted by TinyPic.com

 

 

مــن همـونـم کـه همیشه غــم و غصم بیشمـاره ،اونـی که تنــها تــرینــه حتــی سایـه ام نـداره

 

 

ایــن منــم کــه خوبیـامـو کسـی هرگــز نشناختــه اون کــه در راه رفـاقت همـۀ هستیش و باختـه

 

 

مـن رفیــق راهی یـام دو سـه روزی همـسفـر بود ادا هــر رفاقت واسه من چه زود گـذر بـود

 

 

هر کی با زمزمه عشـق دو سه روزی عـاشقـم شـد عشـق اون باعـث زجـر همـه دقایقـم شـد

 

 

اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید همۀ حراس و ترسش به دروغش نمی ارزید

 

 

چــه اثـر از ایــن صـداقـت ، چـه ثـمر از این نجابت وقتی قـد سر سوزن به وفـا نکردیم عادت

 

 

 

Image hosted by TinyPic.com

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسطمحمدعلی |

http://odd.blogfa.com

 

اگر دنیای ما دنیای سنگ است    بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است

 

اگر دنیای ما دنیای درد است    بدان عاشق شدن از بحررنج است

 

اگر عاشق شدن پس یک گناه است    دل عاشق شکستن صد گناه است

 

شکستم بی صدا یک بار دیگر     خطا کردم من یک بار دیگر

 

دو چشم تو مرا از ره به در کرد     شکستم توبه را یک بار دیگر

 

 

Hosted by Tinypic.com

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسطمحمدعلی |

http://odd.blogfa.com

 

Hosted by Tinypic.com

 

25 شهـــــریــــــــور

 

 

 تــــــولـدم مــــبــارک

 

 

Hosted by Tinypic.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسطمحمدعلی |