

خدایا گردرد عشق رامی کشیدی تو هم زهره جدایی را به تلخی می چشیدی اگر چون من با مرگ آرزو ها می رسیدی پشیمان می شدی از این که عشق را آفریدی
آرشیو مطالب قدیم

|
|
یاران عاشق

|
|
|
|
|
* ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه (25 بهمن) جشن گرفته ميشود. * سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:
1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.
كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است. كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.
4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.
5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد.
6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار است. 7- علامت" X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.
اینم تقدیم به H
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 0:0 قبل از ظهر توسطمحمدعلی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 3:15 بعد از ظهر توسطمحمدعلی |
|
|
|
|
ساده است ستایش گلی
چیدنش، و از یاد بردن که آبش باید داد بودیم و کسی پاس نمی داشت هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم...!
تا که بودیم نبود کسی کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست
سر هر سینه سری تکیه کند وقت وداع
سر ما وقت وداع بر سر دیوار دل است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 11:5 بعد از ظهر توسطمحمدعلی |
|
|
|
|
ای کسانی که مامور دفن من هستید: هرگاه من مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همگان بدانند که جز سیاهی در دنیا چیزی ندیدهام چشمانم...! چشمانم را باز بگذارید تا باند هنوز چشم انتظارم دهانم...! دهانم را باز بگذارید تا باور کند هنوز نا گفته ها دارم دستانم...! دستانم را باز بگذارید تا ببیند چیزی با خود نخواهم برد در تابوت...! در تابوت را باز بگذارید تا شاید بیاید آنگاه و قالبی یخ بر سر مزارم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید آب گشته و بر خاکم بگرید دیگران نگریند هیچکس نماند همه بروید تنها بوده ام می خواهم تنها بمانم...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:15 بعد از ظهر توسطمحمدعلی |
|
|
|
|
اگــه بـــا یـک قـلـب تــب دار بـــشم از عــشق تـو بیمــار یــــــا وجود عــاشقـــم را ببـــرم تـــا چوبـــــۀ دار اگــــــه زندگـیـــــم فنـــا شــه طعمـــه خـــشم خــدا شــه یــا کــه در حســرت عــشقت روحـــم از بــدن جــدا شــه نـــه فقـــط عـاشـقت هستـم ســر سپــردۀ تــو هسـتـم ایــن تــویـی کـه می پــرستم تــو بتـی مــن بــت پــرستــم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 2:0 بعد از ظهر توسطمحمدعلی |
|
|
|
|
ســـلام دوستـــان عــزیز خیـلی ممنونم که همیشه قدم رنجه کردید و به کلبه تنهایم سر زدید بچه ها من این مدت که وبلاگم را انداختم با کسان زیادی آشنا شدم که اگه خواسته باشم نام ببرم خیلی ها از قلم می افتن ، جدا از وبلاگ تو چت با افراد مختلف آشنا شدم که خوب تو این همه داداش و آبجی های زیادی پیدا کردم که خوب بهترین آبجی هام مریم و فرح و بهترین داداشم هم مهدی هستن .. بگذریم که یک یار هم پیدا کرده بودم اون سارا که خوب به بعضی دلایل ..... خوب بچه ها این امیدوارم آخرین پستم نباشه ، ولی برای یه مدت وبلاگ تعطیل می شه هر چند چتم تعطیل ولی اگه کشی کار داشت می تونه به mr_mani65 یا آف بده یا میل بزنه
مــن همـونـم کـه همیشه غــم و غصم بیشمـاره ،اونـی که تنــها تــرینــه حتــی سایـه ام نـداره
ایــن منــم کــه خوبیـامـو کسـی هرگــز نشناختــه اون کــه در راه رفـاقت همـۀ هستیش و باختـه
مـن رفیــق راهی یـام دو سـه روزی همـسفـر بود ادا هــر رفاقت واسه من چه زود گـذر بـود
هر کی با زمزمه عشـق دو سه روزی عـاشقـم شـد عشـق اون باعـث زجـر همـه دقایقـم شـد
اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید همۀ حراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
چــه اثـر از ایــن صـداقـت ، چـه ثـمر از این نجابت وقتی قـد سر سوزن به وفـا نکردیم عادت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 1:40 بعد از ظهر توسطمحمدعلی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 3:45 بعد از ظهر توسطمحمدعلی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 2:42 بعد از ظهر توسطمحمدعلی |
|
